|
شاید اکثر افرادی که انگشتر به دست می کنند آن را صرفا به عنوان زینت استفاده می کنند اما مهندسان کانادایی در زمان فارغ التحصیلی حلقه ای خاص را به دستشان می اندازند و ...

مهندسان در کانادا پس از فراغت از تحصيل و اخذ امتياز لازم در آزموني خاص، در آييني قسم تعهد میخورند و به آنان انگشتر فولادی نشان مهندسان حرفهاي اعطا ميشود که آن را باید در انگشت کوچک دست غالب و امضاکننده بیاندازند تا ضمن یادآوری وظایف خطیر و مسئولیت حساسشان، همواره از نقش حرفهای، اخلاقی و اجتماعی خود بهعنوان یک مهندس آگاه باشند.

سال ۱۹۰۷ پلی در استان کبک کانادا فرو میریزد. این فاجعه اما تبدیل میشود به یک درس بزرگ برای جامعهی مهندسین آمریکای شمالی.
در آن زمان هنگامیکه کارگری در حال پرچ زدن روی بخش جنوبی "پل کبک" بود متوجه نصف شدن پرچی شد که حدود یک ساعت پیش، آن را نصب کرده بود.
همان طور که داشت سرکارگر را صدا میکرد، آواز گوشخراش پیچش فولاد به صدا درآمد و ناگهان آوار عظیمی از آهن به رودخانه فرو ریخت؛ طوری که اهالی کبک در فاصله ١٠کیلومتر تصور کردند زلزله رخ داده است. از ۸۶ کارگری که روز ۲۹ آگوست ۱۹۰۷ روی پل کار میکردند، تنها 11تن باقی ماندند. برخی زیر فولاد تابیده له، برخی در اثر سقوط و برخی تا پیش از رسیدن قایقهای نجات، غرق شده بودند. ٢سال طول کشید تا آوار را از رودخانه پاک کنند.
پس از بررسی های انجام شده "تئودور کوپر" مهندس عمران آمریکایی، به دلیل اشتباهات جبران ناپذیر در محاسبات و طراحی پل به عنوان مقصر اصلی این حادثه شناخته شد. اما داستان به همین جا ختم نشد...
دولت کانادا که در اثر سهلانگاری کارفرمای پیشین و ریزش پل، مدیریت و اجرای پل را به دست گرفته بود، پل را با بازوهای کنسولی سنگینتر بازطراحی کرد؛ اما هنگام بلند کردن، دهنه میانی پل سقوط کرد و جان ۱۳نفر را گرفت. پس از این، پل کبک به زیارتگاه مهندسان تبدیل شد تا یادآور قدرت تخریبی خطاها و سهلانگاریهای انسانی باشد.

پس از این اتفاقات ناگوار پل کبک تبدیل به زیارتگاه مهندسان شد تا قدرت تخریبی خطاها و سهل انگاری های انسانی را یادآوری کند.
با این مرور تاریخی اما، تاریخچه آیین «مأموریت مهندس» به سال ۱۹۲۲ برمیگردد، زمانی که هفت نفر از رؤسای پیشین «سازمان مهندسی کانادا» به همراه چند مهندس دیگر، در مونترآل کانادا درباره رهبری و یکپارچگی مهندسان، نشستی برگزار کردند. پرفسور هالتین یکی از این هفت نفر بود. او که احساس میکرد سازمانی نیاز است تا پیوند همه مهندسان کانادا را به هم محکمتر کند، در این نشست ایده سوگندنامهای اخلاقی را مطرح کرد. شرکتکنندگان تصمیم گرفتند از «رودیارد کیپلینگ» از دیگران مهندسان حاضر در این نشست، بخواهند سوگندنامه را بنویسد.
اهداف این آیین مانند سوگندنامه ی بقراط تنظیم شده است:
"آگاه کردن تازه مهندس از حرفه ی او و اهمیت اجتماعی آن."
به تازه مهندسان "انگشتر فولادین" اهدا می شود تا یادآور نقش حرفه ای، اخلاقی و اجتماعی آنها باشد.

از بقایای سازه فلزی پل حلقههایی میسازند که در بین جامعه مهندسین پخش میشود.
این انگشتر چند ضلعی که طرح بسیار ساده ای دارد و کاملا گرد نیست روی انگشت کوچک قرار می گیرد تا هنگام کار روی کاغذ کشیده شود و یادآور وظایف مهندس باشد. همچنین سطح بیرونی این انگشتر کاملا صاف نیست تا مهندس هنگام کار حضور آن را حس کند.
مهندسین حرفهای این حلقهها را در انگشت کوچک خود میانداختند تا وقتی در حال محاسبات دستی هستند، این حلقه با میز برخورد کند و صدای حاصل به آنها یادآور شود که چقدر کارشان مهم و حساس است!
به دنبال موفقیت برگزاری آیین مسئولیت مهندس و اعطای انگشتر نمادین آن، در چهارم ژوئن سال ۱۹۷۰ در دانشگاه ایالتی #کلیولند آمریکا تحت نظارت لویید کاندیشن نیز این مراسم با تشریفات مشابهی راهاندازی شد و سپس به دیگر کالجهای ایالات متحده بسط یافت. البته انگشتر این مراسم در آمریکا، بر خلاف نمونه کانادایی، کاملا گرد و صیقلی است.
این رسم سمبولیک هنوز هم ادامه دارد و بسیاری از مهندسین حرفهای در کانادا و آمریکا حلقهای در انگشت کوچک خود دارند.
https://en.wikipedia.org/wiki/Iron_Ring
https://en.wikipedia.org/wiki/Quebec_Bridge
:: موضوعات مرتبط:
زنگ تفریح
:: برچسبها:
مهندسی,
حلقه فلزی